الفيض الكاشاني
180
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
غزالى گويد : امّا معصيت يك حجاب است ، و جز توبه و بيرون شدن از مظلمهها و تصميم گرفتن بر عدم بازگشت به آن و پشيمانى حقيقى بر گذشته و رد كردن مظلمهها و راضى كردن طرفهاى نزاع بر طرف نمىشود ، زيرا كسى كه درست توبه نكرده و از گناهان ظاهرى دورى نجسته ، و مىخواهد با مكاشفه از اسرار دين آگاه شود مانند كسى است كه بخواهد بر اسرار قرآن و تفسير آن بدون آگاهى به لغت عرب آگاه شود ، چرا كه ترجمهء عربى قرآن نخست مستلزم دانستن لغت عربى است و پس از اين مرحله است كه مىتوان به اسرار معانى قرآن دست يافت . همچنين انسان بايد ظاهر دين خود را با اطاعت از دستورات و دورى جستن از نواهى آن تصحيح كند ، آنگاه به درك اسرار و ژرفاى آن بكوشد ، و هر گاه اين چهار شرط را جلوتر آماده سازد همانند كسى است كه خود را پاك كرده و وضو گرفته است و شايستهء نماز گزاردن شده است و به امامى محتاج است كه به آن اقتدا كند . همچنين مريد احتياج به شيخ و استادى دارد كه ناگزير به آن اقتدا كند تا او را به راه راست رهنمون شود ، زيرا راه دين دشوار است و راههاى شيطان بسيار و آشكار ؛ و هركس استادى نداشته باشد كه هدايتش كند بناچار شيطان او را به راههاى خود براند . پس هركس بيابانهاى هلاك كننده را بدون راهنما و محافظ بپيمايد خود را به خطر انداخته و بسا كه هلاك شود و كسى كه مستقّل و تنهاست مانند درخت خودروست كه زود خشك مىشود و اگر مدّتى بماند و برگ كند ميوه نمىدهد ، بنابراين پس از اين كه مريد شروط ياد شده را آماده كرد پناه او استاد اوست و بايد همانند نابينا كه در كنارهء رودخانه به راهنما چنگ مىزند به استاد چنگ بزند بطورى كه نابينا تمام كارهايش را به راهنما واگذار مىكند و با او در ورود و خروجش از آب مخالفت نمىكند و هيچ چيز را در پيروى از او رها نمىسازد ، و بايد بداند كه نفع او در اشتباه استادش اگر اشتباه كند بيشتر از نفعى است كه از عمل درست خود مىبرد اگر درست عمل كند . مىگويم : در صورتى كه استاد جايز الخطا باشد ممكن است مريد را تباه